تربیت فرزندان - سوالاتی که باید از خود بپرسید.

طراحی

والدین 

دیروز هنگام ناهار، با شرکای تجاری ام میکی و جانی در مورد پرورش فرزندان مکالمه ی جالبی داشتم. میکی دو فرزند (یک و سه ساله) دارد، همچنین جانی ( دو فرزند هفت و ده سال) دارد و ما در مورد ویژگی ها و مشکلات موجود در سبک های مختلف پرورش فرزند صحبت کردیم. البته موضوع صحبت ما درباره ی والدینی بود که بیش از حد از فرزندانشان  محافظت می کنند و به اصطلاح به فرزندانشان اجازه نمی دهند که بچگی کنند. ما در مورد والدینی صحبت کردیم که به نظر می رسد ناامنی ها، ترس ها و مشکلات خود را به فرزندانشان انتقال می دهند و  هر لحظه از روز فرزند خود را مدیریت می کنند. ما همچنین در مورد بچه هایی صحبت کردیم که هیچ امتیازی در طول زندگی بدست نمی آورند زیرا بزرگترها نمی خواهند آنها باخت را تجربه کنند.

بچگی من

 کودکیم را در یک شهر کوچک، در حالیکه ساعتهای بی شماری را با دوستان خود در حال دوچرخه سواری (بدون کلاه ایمنی) در میان بوته های متراکم می گذراندام. در وسط بیابان، آتش روشن می کردیم، برای دوچرخه های خود رمپ ها و تخته پرش هایی می ساختیم، تپه هایی با شیب زیاد را به سرعت با دوچرخه پایین می آمدیم، قورباغه ها و سایر جانوران را می گرفتیم، در باتلاق ها می گشتیم و اغلب گم می شدیم. هنگامی که در حال کاوش در مناطق وحشی دره لاتارو نبودیم، بازی های تیمی و ورزشی را انجام می دادیم که در آنجا برندگان و بازنده های واقعی حضور داشتند. جای تعجب نیست که هیچ کس با از دست دادن یک بازی فوتبال، بازی در خاک، بالا رفتن از درختان یا آخر شدن در یک مسابقه نمی مرد.

 با احترام به شما پیشنهاد می کنم که شاید تمام حمایت ها ، راهنمایی ها و مداخلات ما والدین(در بعضی مواقع) نیازی نیست بیایید آنها را رها کنیم و به عنوان یک ناظر به آنها فرصت دهیم. 

درس زندگی

من نگران بچه هایی هستم که هرگز هیچ نوع ضربه ای را تجربه نمی کنند. که هیچ وقت زانوهایشان خراشیده نمی شود. که هرگز از درختی بالا نمی روند، قورباغه ها را تعقیب نمی کنند، به لانه ی مورچه ها حمله نمی کند، از دوچرخه خود سقوط نمی کند یا در خاک بازی نمی کند. که هرگز ناعادلانه بودن زندگی را تجربه نمی کنند. هرگز مجبور به کار سخت و ناراحت کننده نیستند. کسی که هرگز در مدرسه چیزی را از دست نمی دهد، زیرا برخی از بزرگسالان تصمیم گرفته اند که دادن نمرات یا رتبه می تواند برای عزت نفس کودک ضرر داشته باشد. ولی صبر کنید تا آن کودک وارد نیروی کار شود و رئیس اول آنها کلاهبردار باشد. بیایید ببینیم حالا ما مادر و پدر می توانیم این مسئله را حل می کنیم؟

به این لیست نگاه کنید و در مورد آنها فکر کنید:

۱- آیا ما به اندازه کافی فرزندان خود را برای زندگی بعد از دوران کودکی آماده می کنیم؟

۲- چه زمانی محافظت ها، راهنمایی ها و تشویق کودک از جنبه ی مثبت به منفی تبدیل می شود؟

۳- علائم، نشانه ها و عواقب یک والد بیش از حد محافظت کننده چیست؟

۴- آیا ما به دوستان محافظ، عصبی، کنترل کننده بیش از حد خود می گوییم که آنها چه کاری انجام دهند یا از آنها فاصله می گیریم ؟

۵- افکار کلی شما در مورد این موضوع چیست؟

دیدگاه خود را بیان کنید

خبرنامه